خلوت ِ تن، شورش ِ تن

Advertisements

25/03/2019 at 03:30 بیان دیدگاه

آموس اوز درگذشت. زنده باد آموس اوز

«در خانه‌ی کوچک ِ همکف سی متر مربعی با سقفی کوتاه زاده و بزرگ شدم. پدر و مادرم روی مبل تختخواب‌شو می‌خوابیدند که شب بازش می‌کردند و همه‌ی عرض ِ اتاق می‌پوشاند. صبح جمع‌اش می‌کردند و می‌چسباندند به دیوار. رختخواب می‌گذاشتند در کشوی زیر آن، پارچه‌ای خاکستری می‌کشیدند روش و چند بالشک ِ گل‌دوزی با نقش‌های شرقی می‌گذاشتند روش و کاری می‌کردند که هر نشانه‌ی خواب ِ شبانه پنهان شود. این، تنها اتاق خواب نبود؛ اتاق کار، کتاب‌خانه، اتاق غذاخوری و نشیمن هم بود.»

آموس اوز (Amos Oz)، تنها فرزند پدری گوشه‌گیر و منطقی و مادری رومانتیک و افسرده، بزرگ شده در خانه‌ای خُرد و انباشته از کتاب. او نیز رهایی در کتاب می‌جست و به خانواده‌ی خود، چونان شخصیت‌های تراژیک داستان‌های چخوف و تولستوی می‌نگریست. دوازده ساله بود که مادرش خودکشی کرد. این روی‌داد ِ دردناک بر زندگی‌ش تاثیری جبران‌ناپذیر گذاشت. در چهارده‌ساله‌گی خانه‌ی پدری ِ انباشته‌ی تنگناهراسی واگذاشت و به کیبوتص رفت. رانندگی کرد و نوشت.

داستان عشق و تاریکی، رمانی‌ست پر از متافورهای زیبا، طنز و ظرافتی بی‌نظیر. آموس اوز به شکلی استادانه، زندگی خود با صدو بیست سال سرگذشت خانواده‌گی در هم بافته. ‌خانواده‌ای از اودسای لهستان و پراگ، برخی جان به دربرده از هولوکاست که سرانجام به اسراییل می‌آید. آموس اوز توجه خاصی داشت به تاریخ فرهنگ و سیاست اسراییل. داستان‌هاش همه روایتی افسانه‌ای‌اند درباره‌ی خانواده‌، نسل، درد و رنج و شادی.

در رمان خودزندگی‌نامه‌ی آموس اوز – پلنگ در زیرزمین (1997)- پسر یهودی 12 ساله به نام پروفی در اورشلیم با پلیس خوش‌قلب بریتانیایی طرح دوستی می‌ریزد. سال 1947 است، یک‌سال پیش از بنای کشوری به نام اسراییل. تنش میان صهیونیست‌ها و بریتانیایی‌ها که بر کشور فلسطین سلطه دارند، به اوج رسیده است.

پروفی – که خواننده خیلی زود پی‌می‌برد باید خود نویسنده باشد-، با دوستان‌اش گروه مخفی تشکیل داده و در خیال قصد اخراج بریتانیای اشغال‌گر از فلسطین دارند. گروه، درست به دلیل برنامه ضدانگلیسی، دوستی میان پروفی و پلیس انگلیسی را چندان خوش ندارد، گرچه مرد پلیس با برنامه بریتانیا موافق نیست و می‌خواهد از پروفی عبری بیاموزد تا بتواند یهودیان را به‌تر درک کند. آموس اوز با این درک و تفاهم سر و کار دارد، اما برای نوجوانان گروه، مرغ یک‌پا دارد: پروفی، یا همان اوز خائن است.

نام ِ آموس اوز، سال‌ها به عنوان نامزد جایزه‌ی ادبی نوبل برده شد. بیش از چهل کتاب از او منتشر شده که به سی و هفت زبان ترجمه شده است.

برگردان ِ پارسی رمان  آیه‌های هستی و مرگ در این نشانی می‌یابید.   

https://koushyarparsi.files.wordpress.com/2009/05/aye-haye-hasti-va-marg-amos-oz3.pdf

29/12/2018 at 12:42 بیان دیدگاه

کاراواجو در اوترخت

میکل آنجلو مریسی دا کاراواجو (Michelangelo Merisi da Caravaggio) تا نیمه‌ی دوم سده‌ی بیستم، نگارگری فراموش شده بود. گو که در تاریخ ِ نگارگری ِ اروپا، هنرمندان اندکی به اندازه‌ی کاراواجو بر هنر جهان تاثیرگذار بوده‌اند. هنر نگارگری رادیکال و بی‌نظیرش پس از سال ِ 1600 الهام‌بخش بسیاری از نگارگران غرب بوده است. نگارگران جوان می‌رفتند به رُم و ناپل تا کاربرد انقلابی نور و سایه [سایه روشن/chiaroscuro] تماشا کنند و شیوه‌ی واقع‌گرا، نمایشی و گزینش موضوع.

27/12/2018 at 22:23 بیان دیدگاه

دیدار با فرانس هالس

20/12/2018 at 06:30 بیان دیدگاه

زیباترین زنان جهان در پنج سده نگارگری یک

آنها که مجردند از دنیایی               در عالم ِ دل کنند ملک آرایی

عریان بدنان را به حقارت منگر      در برهنگی است تیغ را برایی                     نطقی نیشابوری

سده‌هاست که نگارگران از یک‌دیگر پیشی می‌گیرند تا آفریدن نگاره از تن ِ عریان ِ زنانه. در هر سده هنرمندی برجسته می‌شود در نمایاندن زن ِ دوست‌داشتنی‌ش به زمانه‌اش. اما بسیاری گریز می‌زنند به نگاره‌های عریان از سده‌ی پانزدهم.

در سده‌های میانه‌ی زهد، نگارگران بیش‌تر پرداخته‌اند به نگاریدن ِ قدیسان ِ کتاب ِ مقدس. از پس ِ نگاه ِ دوباره به ادبیات کلاسیک و اساطیر روم و یونان، توجه به زن در هنر شکل ِ دیگر می‌گیرد. دیگر تنها مریم ِ باکره‌ی مقدس در نگاره‌ها حضور نمی‌یابد. نوبت رسیده به خدایان یونان و قدیسان دیگر از روایات انجیل.

زن ِ عریان

ساندرو بوتچلی در سده‌ی پانزدهم با نگاره‌ی تولد ونوس، ایزدبانوی رومی عشق، نگاه سوی دیگر می‌گرداند. تن ِ عریانی پیش چشم داریم که به شکل انگیزاننده عریان است و به تظاهر با دست و مو، شرمگاه پوشانده است. این نخستین نگاره از زن عریان است – از پس دوران ِ گذشته‌ و به فراموشی سپرده‌ی رومیان و یونانیان. 

نگارگر ونیزی، جورجونه، گامی پیش می‌نهد و حدود 1510 نگاره‌ای می‌آفریند که سده‌های بسیار تاثیر می‌گذارد به نگارگری ِ تن ِ عریان. ‹ونوس ِ خوابیده’ی او زنی عریان است که در چشم‌انداز ِ کوهستانی آرمیده است. عنوان ِ آن ونوس است، اما اصل کار، جشن گرفتن زیبایی زنانه است و بس. دستی به زیر سر و دست دیگر بر شرمگاه، اشاره‌ی کام‌خواهانه است. چشمان ِ بسته‌ی او تنها بازی است و دارد خود می‌نماید به بیننده.  

ادامه:   

 

10/12/2018 at 08:48 بیان دیدگاه

طبیعت بی‌جان در تراموا

تماشای نمایشگاه ‹اکسپرسیونیسم و پارسایی› در موزه شهرداری لاهه و نمایشگاه عکس و نگاره‌های گابریله مونتر در موزه لودویگ کلن (آلمان)

05/11/2018 at 08:03 بیان دیدگاه

ژرژ براک: سنجاب

ژرژ براک: سنجاب

براک و پیکاسو خود محدود نکردند به ایده. به نقد ِ عملی کار پرداختند. پیکاسو به یاد می‌آورد که: ‹فکرش را بکن، هر شب من به کارگاه براکمی‌رفتم و یا براک به کارگاه من می‌آمد. هر دو می‌خواستیم ببینیم دیگری چه کرده است. به نقد کار ِ یکدیگر می‌پرداختیم. نگاره زمانی آماده بود که هر دو از آن راضی بودیم. سخت‌گیر بودیم. نگاره‌ای به براک نشان می‌دادم و می‌گفتم: این زن خوب در آمده؟ می‌تواند پا بگذارد به خیابان؟ این زن است یا نگاره؟ و بعد می‌گفتم: می‌توانی زیر بغل‌اش را ببویی؟ می‌خواهم بتوانم زیر بغل‌اش را ببویم. بعد با هم نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم: آره، کمی بو می‌دهد. یا می‌گفتیم: نه، هیچ بویی نمی‌آید (…). یادم می‌آید که شبی رفتم به کارگاه براک. داشت روی نگاره‌ی بزرگی با کیسه‌ای توتون، پیپ و باقی چیزهای دم ِ دست برای کوبیسم کار می‌کرد.

نگاه کردم، گامی به عقب برداشتم و گفتم: طفلکی، این وحشتناکه. دارم یک سنجاب می‌بینم. براک گفت: غیر ممکنه. گفتم: آره، این مشاهده‌ی پارانویید منه، اما همینه که هست و من یه سنجاب می‌بینم. نگاره درست شده تا نگاره باشد و نه خیال ِ دیداری. چون آدم‌ها چیزی باید در آن ببینند، می‌خواهی کیسه‌ی توتون، پیپ و همه‌ی چیزهای دیگر ببینند که تو داخل آن گذاشته‌ای. اما یک کاری بکن که این سنجاب بره بیرون. براک گامی به عقب برداشت، با دقت و توجه نگاه کرد. او هم سنجاب را دید، چون چنین مشاهده‌ی پارانویید به آسانی سرایت می‌کند. براک روزها کوشید تا سنجاب از نگاره بیرون اندازد. ساخت نگاره را تغییر داد، نور و ترکیب بندی، اما سنجاب هی برمی‌گشت، چون آمده بود در خیال‌مان و نمی‌توانستیم بیرون‌اش برانیم. شکل‌ها هر چه هم دگرگون می‌شد، سنجاب موفق می‌شود خود بنماید. سرانجام، پس از هشت یا ده روز، براک شگردی زد و نگاره شد باز کیسه‌ای توتون، یک پیپ، ورق بازی و بیش از همه نگاره‌ای کوبیستی.›

BRAQUE

29/10/2018 at 00:39 بیان دیدگاه

نوشته‌های پیشین


دسته‌ها

  • Blogroll

  • Feeds