بونسای

28/05/2010 at 16:51 بیان دیدگاه

درباره‏ی رمان «بونسای» از آلخاندرو زامبرا

وقتی بونسای در سال 2006 منتشر شد، جامعه‏ی ادبی شیلی را بهت‏زده کرد. ناقدان می‏پرسیدند: زامبرا کیست؟ چه‏گونه ممکن است نویسنده‏ی کتاب به این کوچکی تأثیر چنان بزرگی بر خواننده بگذارد؟ چه‏گونه ممکن است همه‏ی نقدها ستایش‏آمیز باشد، در حالی‏که این کتاب خُرد، روایت داستان ساده‏ی عاشقانه‏ای است؟  و زامبرا جایزه‏ی مهم ناقدان ادبیات را نیز دریافت کرد.

برگردان این رمان در سال 2008 در امریکا منتشر شد که بسیار مورد تحسین قرار گرفت. مارسلا والدز [Marcela Valdes] در The Nation نوشت:»خوانندگانی که روبرتو بولانیو* را مهم‏ترین نویسنده‏ی معاصر شیلی می‏دانند، از کتاب نازک زامبرا بهت‏زده شده‏اند». و بونسای در لیست ده کتاب برتر ترجمه شده در امریکا قرار گرفت.  

حالا – وقتی برگردان فارسی تایپ شده و در نت گذاشته شد- کتابی را برای یک‏بار می‏خوانید که من پانزده بار خوانده‏ام. چه چیزی توجه‏ام را جلب کرد؟ این‏که هر بار از خواندن آن لذت بردم. این‏که زامبرا اصالتی دارد که در بسیاری نویسندگان دیگر دیده نمی‏شود. و این‏که زامبرا با خواننده بازی می‏کند. براش مهم نیست که داستان را چه‏گونه باید روایت کند، به شیوه‏ی خودش، شوخ و شیطنت‏آمیز روایت می‏کند. این‏گونه: بگذار بگیریم نام زن امیلیا است یا بوده است و مرد نیز نام‏اش خولیو است، بوده است و همیشه خواهد بود.

نه رومئو و ژولیت؟ نه، بگذار بگیریم امیلیا و خولیو نام دارند در سرگذشت عاشقانه‏ای که سرانجام زن می‏میرد و مرد تنها می‏ماند و این‏گونه حرف آخر زده شده است. در باقی رمان شخصیت دیگری معرفی می‏شود: شوهر آنیتا آندره نام داشت، یا لئوناردو. بگذار بگیریم که اسم‏اش آندره بود و نه لئوناردو.    باز هم انتخابی که راوی، قابل اعتماد بودن‏اش را زیر سئوال می‏برد و هم‏زمان نشان می‏دهد چه‏گونه رشته‏ی کار را به دست دارد، و خواهد داشت.

اما آندره مهم نیست، گازموری، زن گازموری، ماریا یا آنیتا مهم نیستند. این‏ها شخصیت‏های فرعی‏اند، به نظر راوی:´آن‏که به حساب می‏آید خولیو است´ و ´آن‏که به حساب می‏آید، امیلیا است´.     چنین است که به سرگذشت عاشقانه‏ی خولیو و امیلیا می‏رسیم که ´شخصیت نیستند، گرچه شاید شایسته باشد آنان را شخصیت بدانیم´. با یک‏دیگر آشنا می‏شوند. به سادگی. و از یک‏دیگر جدا می‏شوند، بی درام. زیبایی در خود ِ این تراژدی است، در این واقعیت که عشق‏شان نسبت به یک‏دیگر کم‏رنگ خواهد شد، اما وابسته به یک‏دیگر خواهند ماند، حتا اگر همه چیز تمام شده باشد. مثل هوآچو و پوچوچا در داستان انریکه لین که خیالی‏اند (چون راوی نام‏شان را بر دیوار دیده و داستان عاشقانه‏ای ساخته است) و در داستان راوی برای همیشه به هم وابسته خواهند ماند.

زامبرا، یا درست‏تر بگویم راوی (چون در این بازی ادبیات میان منظر راوی و نویسنده نباید آن‏ها را با هم مقایسه کنیم) آن‏قدر شخصیت‏ها را هرس می‏کند که تنها چند شاخه می‏ماند برای گفتن، تصویرهای شیطنت‏آمیز، طرح‏های خام سکوت  که ترانه‏های فرانسوی در آن خوانده می‏شود و تصویرهایی که در فیلم‏های قدیمی اروپایی بسیار دیده‏ایم:   مردی از رادیو می‏شنود که معشوق دوران نوجوانی‏ش مرده است. این آغاز همه چیز است، به راستی همه چیز.  و بعد چه اتفاقی می‏افتد؟      او را هرگز فراموش نمی‏کند، او عشق بزرگ‏اش بود.                 

سرگذشت عاشقانه را هرس می‏کند، مثل بونسای؛ مثل بونسای در ´تانتالیا´، مثل دست‏نوشته‏ی بونسای در دفتر خولیو، و مثل بونسای که خولیو دست آخر پرورش می‏دهد. و این‏گونه، خود به خود، دوباره می‏رسیم به قابل اعتماد بودن راوی. آیا زامبرا دارد ´هوآچو و پوچوچا´ی خودش را می‏نویسد؟ یا خولیو دارد داستان عاشقانه‏ی خودش را در دفتر می‏نویسد؟ یا دارد داستان بلند – حدود صد صفحه- در دفتری که می‏نویسد که شمای خواننده دارید می‏خوانید: روزی می‏شنود که او مرده است. بعد تصمیم می‏گیرد یادگاری براش بگذارد. من نمی‏دانم چه.

این آخرین امکان می‏تواند تأثیر زیبایی به جا بگذارد، که شخصیت اصلی زندگی خودش را شرح بدهد و غیره… راوی نام خودش را نمی‏گوید، شخصیت‏های خیالی می‏سازد. بگذار بگیریم نام زن امیلیا است یا بوده است و مرد نیز نام‏اش خولیو است، بوده است و همیشه خواهد بود.

این‏گونه است که به آغاز می‏رسیم. به آغاز داستان بونسای که شما خواهید خواند، داستانی که منظر راوی در آن زیر سئوال می‏رود و روش روایت زامبرا ساختار داستان را برهنه کرده و به نمایش می‏گذارد. یا نه؟ با این سئوال دوباره می‏توانید بخوانید. من هم با شما، برای شانزدهمین بار، شاید هم بیش‏تر خواهم خواند.

 * با روبرتو بولانیو می‏توانید در این  جستار آشنا شوید.

 

Advertisements

Entry filed under: جستار در ادبیات.

به جست و جوی میکل‏آنجلو سُخره گری در ادبیات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

مه 2010
د س چ پ ج ش ی
« آوریل   ژوئن »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: