کاش می‏توانستم طراحی کنم

16/04/2013 at 02:39 بیان دیدگاه

کاش می توانستم

خیلی حرف است که چند لایه رنگ استادانه کشیده بر روی هم در سطحی کم‏تر از یک سانتی‏متر مربع، نویسنده‏ای را به واکنش تلخ در برابر همه‏ی کارهای زندگی‏ش بکشاند و این‏که زبان را با همه‏ی شکوه نمی‏توان تبدیل کرد به «چیزی گران‏بها». زبان و واژگان به دست او «گران‏بها» نشدند.
دل‏داری اما در این است که مارسل پروست توانسته این شکست گریزناپذیر را به واژه بیان کند. اما هم این‏جا با جنبه‏ی دوگانه‏ای از تصویر روبروییم: ضرورت ِ وجود ِ «گران‏بها»یی زبان مارسل پروست است تا بتوانیم قطعیت «گران‏بها»ی زبان را درک و معنا کنیم. پروست با توانایی تمام توانسته احساس ِ شکست را بیان کند.
می‏دانیم که مارسل پروست درگیر بیماری، نیمی از عمرش را در اتاقک خردی گذراند که به دیوارهاش چوب‏پنبه چسبانده بود تا جلوی ورود همه‏ی صداهای بیرون را بگیرد و نیز تردید نداریم در استعداد ِ شگفت ادبی‏ش. این را هم می‏دانیم که او همه‏ی روزها و به کار ِ نوشتن با حسرتی درگیر بود که ما اکنون داریم ستایش می‏کنیم. همان «تلاش و پی‎‏گیری‏ش» در ادامه‏ی کار.
مارسل پروست چرخه‏رمان‏اش را چه می‏خواند؟
این‏گونه: «کتاب ِ من خود یک نگاره است».
وقت‏اش رسیده حالا که آه ِ حسرت از نهاد برآریم.

Advertisements

Entry filed under: جستار در ادبیات.

زندگی پنهان درختان چند شعر از آنتونلا آندّا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

آوریل 2013
د س چ پ ج ش ی
« مارس   مهٔ »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: