چند شعر از آنتونلا آندّا

06/05/2013 at 01:59 بیان دیدگاه

آنتونلا آندّا

می‏کوشم دوزخ را به نهری بکشانم (اندکی سیاه،
ژرف، وهم‏آلود)
بگذارم بپیچد در زمین ِ بدون ِ سرو
برود تا آسمان
تا بتوانم حشره‏ای بشوم که همیشه بوده‏ام:
زاده می‏شود و به پرواز از یاد می‏برد خود را.

Advertisements

Entry filed under: برگردان.

کاش می‏توانستم طراحی کنم چشم ها و دست ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

مه 2013
د س چ پ ج ش ی
« آوریل   اوت »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: