غزل‌واره‌ای از میکل‌آنجلو

02/01/2014 at 05:23 بیان دیدگاه

غزل‌واره 239

خاتون، چه‌گونه می‌تواند باشد این؟ زیرا
هرکسی از دیرباز این تندیس را تجربیده است:
سازنده‌اش با گذشت سال‌ها خاک خواهد شد،
تندیس‌اش اما برجا می‌ماند در سنگ ِ سخت.

علت تسلیم می‌شود به معلول، و از این رو: نه،
طبیعت هرگز از هنر سبقت نخواهد گرفت،
تندیس‌های من خود گواه ِ این‌اند:
کار، چیره می‌شود بر مرگ و سال‌های گذران.

پس با سنگ یا رنگ زندگی نو خواهم بخشید به خودمان،
و به جاودانه‌گی ِ پایدارمان،
با پرداختن ِ چهره از هر دومان.

بگذار هزار سال از پس ِ مرگ‌مان ببینند،
زیبایی تو را و رنجی که از آن برده‌ام،
هیچ‌کسی تردید نخواهد کرد در عشق من به تو.

غزل‌واره‌ای از میکل‌آنجلو

Advertisements

Entry filed under: برگردان.

چند شعر از پل ورلن کشف هنر طراحی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

ژانویه 2014
د س چ پ ج ش ی
« دسامبر   فوریه »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: