شه‌بانوی پا برهنه

16/02/2014 at 23:39 3 دیدگاه

شه‌بانوی پا برهنه [La Reina Descalza]
نوشته‌ی ایلدوفونسو فالکونس [Ildefonso Falcones]

به فرمان شورای کاستیل، یکی از قدرت‌مندترین شوراهای سده‌ی هجدهم، همه‌ی کولی‌های اسپانیا در تاریخ سی‌ام جولای 1749 دستگیر و زندانی شدند. آنان هیچ قانونی را رعایت نمی‌کردند. تنها قانون مورد احترام‌شان، همان قانون کولیان بود. سرکرده‌ی شورا، از آن روز سیاه همه کاری کرد تا نسل کولی را براندازد. کولی‌ها گرسنه‌گی کشیدند و شکنجه شدند، اما حاضر نشدند گردن بنهند به فرمان. آزادی بزرگ‌ترین دستاوردشان بود و بسیاری‌شان برای دوباره به دست آوردن‌اش تا پای مرگ جنگیدند. برخی‌شان توانایی و تاب مقاومت نداشتند و آزاد شدند، به این شرط که به باور کاتولیکی ایمان بیاورند. اما این همان آزادی بود که می‌خواستند؟
ماجرای شه‌بانوی پا برهنه، تازه‌ترین رمان ایلدوفونسو فالکونس بر این پس‌زمینه می‌گذرد. در پیش‌زمینه دو شخصیت اصلی نقش دارند: میلاگروس [Milagros]، زن کولی و کاریداد [Caridad]؛ زن رنگین‌پوست. هر دو تحقیر می‌شوند، از سوی جامعه و نیز نزدیکان. سرگذشت‌شان به هم نزدیک شده و باز از هم دور می‌شود. نویسنده‌ با پی گرفتن خط داستانی سرگذشت این دو، به شرح همه‌ی جنبه‌های جامعه‌ی اسپانیا در سده‌ی هجدهم می‌پردازد؛ با رنگ و بو.
از کاریداد آغاز می‌کند. او کنیز سابق در مزرعه‌ی تنباکو است که از کوبا به اسپانیا آمده است. در راه سویل با ملکور، پدربزرگ میلاگروس آشنا می‌شود. ملکور توانایی کاریداد در پیچیدن سیگار برگ را کشف کرده و او را به جهان ِ زیرزمینی تجارت سیگار معرفی می‌کند. در راه جنوب اسپانیا، کاریداد آواز می‌خواند و ملکور با درد و اندوه ِ او آشنا می‌شود. درد و اندوهی که تجربه‌ی خود او نیز هست. اما سرگذشت ملکور از مقاومت است و جست و جوی بی‌پایان آزادی، در حالی‌که زندگی کاریداد، به رغم سال‌ها سوءاستفاده از او، انباشته است از اطاعت و تسلیم. وقتی دستگیر می‌شود، نقطه پایان گذاشته می‌شود بر این و تازه به معنای آزادی پی می‌برد.
کاریداد از طریق ملکور با میلاگروس آشنا می‌شود که از هر نظر با او متفاوت است. میلاگروس جوان و سرزنده است و سرکش و به حرف هیچ‌کسی گوش نمی‌دهد. به شکل شگفتی از دستگیری دستجعی کولیان در 1749 جان به در ‌برده. پدر و مادرش دستگیر شده‌اند. برای آزادکردن‌شان به پول نیاز دارد. کاریداد به او یاد می‌دهد که اندوه و دردش را به آواز بخواند. میلاگروس با رقص هیجان‌انگیز و آواز پرشور در برابر مردان بسیار سمج می‌تواند درآمد خوبی داشته باشد. خانواده‌ی گارسیا می‌بیند که او هر روز پول‌دارتر می‌شود و به‌ش پیش‌نهاد می‌کنند تا با پسرشان پدرو ازدواج کند. میلاگروس عاشق او بوده و هست، اما به تردید می‌افتد زیرا خانواده‌هاشان با هم دشمنی دارند. خانواده‌ی گارسیا کمک می‌کند برای آزادی پدرش و پدر نیز به ازدواج‌شان رضایت می‌دهد. ملکور که می‌شنود پدر، دخترش را به خانواده‌ی دشمن داده، او را می‌کشد و از ترس انتقام کولیان می‌گریزد.
پدرو می‌شود مدیر برنامه‌ی میلاگروس در جشن‌های اشراف. در یکی از این برنامه‌ها با مدیر گروه تئاتر از مادرید آشنا می‌شود و پیش‌نهاد برای پیوستن به گروه را می‌پذیرد. در مادرید است که چهره‌ی واقعی شوهر خیانت‌کارش را می‌شناسد. پدرو پول و آزادی او را گرفته، کتک‌اش می‌زند و حتا پا پیش‌تر گذاشته و او را بدنام می‌کند. یک‌بار نیز قصد جان‌اش را می‌کند؛ موفق نمی‌شود و به سویل می‌گریزد. میلاگروس، ضعیف و درمانده به زادگاه‌اش بازمی‌گردد. آن‌جا به ملکور و کاریداد برمی‌خورد. کولی‌ها این‌بار آن‌ها را به جرم قتل و فحشا دستگیر می‌کنند. آنا، مادر میلاگروس که به تازگی آزاد شده، همه‌ی سعی‌اش را می‌کند تا افراد خانواده نیز آزاد شوند. کولیان اما از قانون خود که آزادی را بزرگ‌ترین دستاورد می‌شناسد، برداشت دیگری دارند. پندار آنا با باقی کولیان بس تفاوت دارد.

خواننده به یاری شرح شخصیت‌های کاریداد و میلاگروس در شه‌بانوی پا برهنه با جهان سده‌ی هجدهمی اسپانیا آشنا می‌شود. کاریداد در زندان پی‌می‌برد که تنها خود می‌تواند از خود دفاع کند و با معنای آزادی آشنا می‌شود. از ماجراهای شبانه‌ی پدرو، به جهان ِ پشت پرده‌ی تئاتر آن زمان می‌رویم. زیباتر اما آشنایی ما با موسیقی سده‌ی هجدهم اسپانیا است، از موسیقی محلی تا فلامنکو، موسیقی کلیسایی تا ترانه‌های معمولی. موسیقی که همیشه انباشته است از احساس و روایت. کاریداد، میلاگروس و حتا ملکور از اندوه و رنج‌شان می‌خوانند تا خود را به‌تر و آزادتر احساس کنند. کولیان در شه‌بانوی پا برهنه فریاد می‌زنند:»بخوان، بخوان تا دهان‌ات طعم خون بگیرد.»

Advertisements

Entry filed under: جستار در ادبیات.

نانا، جنده‌ی مستراح‌شور منتشر شد از هم گسیختن ِ جمع ِ دوستان

3 دیدگاه Add your own

  • 1. samad  |  17/02/2014 در 13:07

    سلام
    اولین بار با نام شما در سال 2005 آشنا شدم ولی جاییکه بودم اکثر سایتهای وردپرس و بسیاری سایتهای دیگر فیلتر بود. بهر حال حالا در جایی هستم که تازه مستقر شده ام … دنبال نسخه فارسی هستم که شما هم ترجمه اش کرده اید. کجا میتوانم نسخه از آنرا پیدا کنم. ممنون خواهم شد اگر کمکم کنید.

    پاسخ
    • 2. koushyarparsi  |  18/02/2014 در 10:47

      دوست گرامی. نمی‌دانم دنبال کدام نسخه فارسی هستید که من ترجمه‌اش کرده‌ام.

      پاسخ
  • 3. samad  |  19/02/2014 در 14:36

    ببخشید از فرط عجله اصل مطلب که نام کتاب بود ننوشتم.
    نسخه فارسی رمان «علی و نینو»

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

فوریه 2014
د س چ پ ج ش ی
« ژانویه   مارس »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
2425262728  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: