از هم گسیختن ِ جمع ِ دوستان

22/02/2014 at 11:25 بیان دیدگاه

درباره‌ی رمان آوارگان [Les désorientés]، نوشته‌ی امین مألوف

تاسیانی (نستالژی) مثل ِ به چشم داشتن ِ عینک یا لنز ِ رنگی در نگاه به گذشته است به آمیختن شادی و اندوه. آخر خود ِ گذشته دست‌نایافتنی است. واژه‌ی نزدیک به مفهوم ِ تاسیانی، دلتنگی است. یاد ِ مکان ِ دوست‌داشتنی، آرزوی ِ بودن در آن‌جا می‌انگیزد. امین مألوف (1949) فرانسوی-لبنانی در رمان ‹آوارگان› به هر دو اشاره دارد، اما تاسیانی پررنگ‌تر از دلتنگی است. در این رمان، فاصله گرفتن از زمان بیش‌تر از مکان نقش دارد. رمان درباره‌ی یادهای جمع ِ دوستان روشنفکر لبنانی است که از هم گسیخته و هرکدام به جایی از جهان مهاجرت کرده است.
شخصیت اصلی ِ رمان، آدم (Adam) تاریخ‌شناس است که دارد شرح ِ زندگی آتیلا (فرمانروای قوم هون) را می‌نویسد. در پاریس همراه دوست دخترش دولورس (Dolores) زندگی می‌کند. دوست قدیمی‌ش مراد که دیگر رابطه‌ای باش ندارد، در بستر مرگ افتاده و از آدم خواسته است که به دیدارش در لبنان برود. آدم زمانی می‌رسد که مراد درگذشته است. باقی کتاب درباره‌ی تجربه‌های آدم است که دو هفته در زادگاه‌اش می‌ماند و نیز تلاش‌اش برای بازسازی ویرانه‌ی به‌جامانده جمع ِ دوستان قدیم. همسر ِ بیوه‌ی مراد این را از او خواسته است.
جمع ِ دوستان تشکیل شده بود از مسیحی، مسلمان و کلیمی. نویسنده به خوبی می‌تواند این جمع ِ جوان ِ پر از آرمان‌ را توصیف کند. می‌تواند خوب نشان دهد که جنگ به چه شکلی می‌تواند همه‌چیزی را از هم بپاشد و درگیری سیاسی و دینی چه‌گونه می‌تواند تعیین کننده‌ی زندگی انسان باشد. جنگ‌های گوناگون در لبنان نقش مهمی در از هم‌ پاشیدن جمع ِ دوستان و ترک ِ کشور زادگاه داشته است.
آدم، به عنوان تاریخ‌شناس بیش‌تر شیفته‌ی گذشته است. از تجربه‌هاش در وطن می‌نویسد:’هیچ نمی‌خواهم بیاموزم، نمی‌خواهم از نو بیاموزم و کشف کنم. می‌خواهم آن‌چه را که برام آشنا بوده دوباره بیابم. آری، من به جست‌وجوی بازمانده‌ها هستم، جاپاها و آن‌چه باقی مانده. همه‌ی چیزهای نو را دخالتی نابجا در رویاهام می‌بینم، آسیب به یادواره‌هام و مانعی جدی›. آدم، در یادآوری خاطره‌هاش بیش‌تر دچار تاسیان است و کم‌تر به دانش ِ تاریخ اعتنا دارد. گذشته را آرمانی می‌کند. تاسیانی با تاریخ‌نگاری تفاوت دارد و از این رو احساس بر منطق سایه می‌اندازد. این، تاریخی احساس شده است و نه دانسته.
رمانی انباشته از سایه‌ها و شماهایی از گذشته‌ی لبنان. بلال، یکی از دوستان، در درگیری کشته شده است. می‌خواست هم‌چون اورول، همینگوی و مالرو جنگ را تجربه کند و دست‌مایه بیاید برای نوشتن. اما: ‹ما این‌جا در اسپانیای دهه‌ی سی نیستیم. آن‌زمان مردان برای آرمان‌هاشان می‌جنگیدند. این‌جا کسانی که اسلحه به دست می‌گیرند، لات و لوت‌های محله‌اند. گشت می‌زنند، می‌دزدند، غارت می‌کنند و در بازار سیاه دست دارند›. این را معشوقه‌ی سابق بلال می‌گوید. در رمان آوارگان به روشنی می‌بینیم چرا دوستان جمع ناچار شدند لبنان را ترک کنند. آنان آینده‌ای در برابر نمی‌دیدند.
امین مألوف با نثر و شیوه‌ی نوشتاری شیرین به چندفرهنگی، دوستی و درگیری‌های ویران‌گر می‌پردازد. راوی دانای کل گاهی جای خود را می‌دهد به یادداشت‌ها، ای-میل‌ها و تک‌گویی‌های آدم. این‌گونه تصویر متنوعی به دست می‌دهد از دوستی‌های پاشیده و شرح ِ زندگی شخصیت‌های گوناگون: از مسلمان تندرو تا مهندس ثروت‌مندی که راهب می‌شود. شخصیت‌ها همه زنده و جان‌دار و آشنایند و مألوف سلطه‌ی شگرفی در شناخت از مناسبات‌شان دارد.
رمان آوارگان چشم‌اندازی در برابر چشم خواننده می‌گشاید از زندگی آدم‌ها که وجودشان بس غنی‌تر از آنی است که تجربه کرده‌اند.

فوریه 2014

Advertisements

Entry filed under: جستار در ادبیات.

شه‌بانوی پا برهنه هنر این است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

فوریه 2014
د س چ پ ج ش ی
« ژانویه   مارس »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
2425262728  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: