همسر چهارم بولگاکف

22/08/2015 at 23:19 بیان دیدگاه

همدردی با ابلیس

‹دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند‹ جمله‌ی نمادینی از مرشد و مارگاریتا است. قلم از شمشیر قوی‌تر است و تخیل سرانجام بر ترور چیره خواهد شد. چه سندی قوی‌تر از خود ِ مرشد و مارگاریتا برای اثبات این گفته؟ نخستین نسخه داستان درباره‌ی شیطان را خود نویسنده سوزاند. خوب می‌دانست که طنز و هجو در دوران استالین جان به در نخواهد برد، تا زمان مرگ به نوشتن و دوباره نوشتن روی همان کار ادامه داد. یلنا سال 1966 موفق شد برای نخستین بار نسخه‌ی قیچی و سانسورشده‌ی مرشد و مارگاریتا را در گاهنامه‌ای به چاپ برساند. این آغاز گام گذاشتن مرشد و مارگاریتا به جهان ادبیات بود که در بلوک شرق به مثابه‌ی هجو شادگونه‌ی دیکتاتور کمونیست و در باقی جهان به عنوان یکی از نمونه‌های نخستین رئالیسم جادویی خوانده شد.

مرشد و مارگاریتا کتابی است پر و پیمان با شیوه‌های متفاوت بولگاکف و سه داستان در هم تنیده‌: شری که شیطان و همدستان‌اش با ورود به مسکوی پیش از جنگ به پا می‌کنند، عشق مارگاریتای‌ زیبارو و آگاه به نویسنده‌ای که تحت پیگرد رژیم است، و انجیلی که «مرشد» به شکل رمان درباره‌ی پونتیوس پیلاطس رومی نوشته است. حاصل شده است رمانی انباشته از محالی در سنت‌ِ گوگول با چاشنی طنز و هجو نویسندگان روسی در دهه‌ی بیست سده‌ی بیستم.

بولگاکف نیاز داشت به تسویه حساب با نویسندگان دستگاه حکومتی. پس از چاپ نیمه تمام رمان خودزندگی‌نامه گارد سپید به شکل پاورقی اسیر سانسور بود. طنز علمی-تخیلی دل‌‌ِ سگی و بسیاری از نمایشنامه‌ها که برای تماشاخانه‌ی هنری مسکو نوشت (دستیار تهیه کننده هم بود تازه)، پیش از اجرا توقیف شدند. اواخر دهه‌ی سی همه‌ی بریده روزنامه‌ها درباره‌ی کارش را بازبینی کرد: 298 نقد منفی و سه نقد مثبت.

انتقام شیرین‌اش را اما گرفت: در مرشد و مارگاریتا، همه‌ی قلم‌ به مزدها را چون موجوداتی ابله و جبون نقش زد. وولاند (نام شیطان در رمان) رییس ‹مهم‌ترین گروه ادبی مسکو› در بخش سوم کتاب می‌رود زیر تراموا. خانه‌ی نویسندگان کاسه‌لیس حزبی در آتش می‌سوزد. وولاند اعاده‌ی حیثیت می‌کند از استاد/مرشد فرستاده به آسایشگاه روانی. مارگاریتا باید جان‌اش به فروش بگذارد، که با عشق چنین می‌کند. با وولاند و دوستان‌اش آدم خسته نمی‌شود. یک‌بار می‌گذارند اسکناس از آسمان ببارد، بار دیگر در تماشاخانه‌ی مسکو حراجی دیوانه‌وار راه ‌می‌اندازند. و چه چیزی جالب‌تر از عریان بر خوک سوار و پرواز در آسمان مسکو؟

«یسوعا ناصری گفت: جبن یکی از بدترین چیزهاست. خیر، فیلسوف، مجبورم با تو مخالفت کرده و بگویم: بدترین است!» در رویای پونتیوس پیلاطس هستیم. روز پیش، عکس خواست خود و زیر فشار روحانی یهودی، مرد غریب اما بی‌خطری را به مرگ محکوم کرد. وقتی مرد را پیش او آوردند، مجذوب‌اش شد. به ویژه وقتی گفت تنها مردم نیک وجود دارند. به دلیل مخالفت با این دیدگاه بود آیا که از سر جبن داد مجازات‌اش کنند؟

میک جگر (Mick Jagger)، ترانه‌نویس گروه رولینگ استونز بر اساس تک‌گویی شیطان در مرشد و مارگاریتا، متن ترانه‌ی به یادماندنی «همدردی با ابلیس/ Sympathy for the Devil » را نوشته است. شیطان آنقدرها هم بد نیست، باهاش مهربان باش!

باقی نوشته در

بولگاکف

Advertisements

Entry filed under: جستار در ادبیات.

پیروان اوترخت‌ی کاراواجیو (نور و واقعیت) چه کسی از ماله‌ویچ می‌ترسد؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

اوت 2015
د س چ پ ج ش ی
« ژوئیه   نوامبر »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: