دره‌ی وهمی

11/06/2016 at 04:02 بیان دیدگاه

https___blueprint-api-production_s3_amazonaws_com_uploads_card_image_9951_DonaldTrumpEyes

دره‌ی وهمی

 

عکسی می‌بینیم در اینترنت از دونالد ترامپ، که شکل ِ خُردی از دهان‌اش را گذاشته‌اند جای دو چشم. شوخی این‌ است که هیچ تفاوتی با اصل ِ عکس ِ بی دست‌کاری نمی‌بینی.

چشم‌های بسته درست مثل ِ دهان ِ بسته‌اش است (بسته‌بودن دهان ِ این آدم از دم‌های استثنایی روزگار است). تصویری نفرت‌انگیز از این آدم (؟) که ماه‌هاست موفق نمی‌شوم از جلوی چشم دور کنم.

تنها یک دوست می‌شناسم که دوری گزیده است از انبار اطلاعات ِ اینترنت و نفرت ِ تحسین‌انگیز و رشک‌انگیزی دارد از خبرهای رقابت نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا. باقی دوستان نظاره‌گر نمایش ِ ضد ِ ‹خانه‌ی پوشالی/ House of Cardsچرخه‌ی تله‌ویزیونی پربیننده منظورم است-‹ هستند. نه تنها خود ِ ترامپ دل به هم زن است و هرچه وابسته به این میلیاردر بی‌هوده، که همه‌ی نمایش انتخاباتی ِ پر از جنجال دل‌به‌هم‌زن است؛ مثل ِ خوردن یک کیلو نان خامه‌ای از پس ِ پُرسی پر و پیمان چلوکباب.

یکی از عکس‌های خانوادگی ترامپ بدجوری چشم‌ام را گرفته. عکسی است شبیه تندیس‌های مومی ِ موزه‌ی مادام توسو: دو پسرش اریک و دونالد ِ پسر چون دو تندیس مومی با موهای شانه کرده به پشت سر و کت و شلواری که زار می‌زند به تن؛ دخترش ایوانکا با پستان‌های درشت ِ سیلیکون ِ چسبانده به سینه؛ همسرش ملانیا که پوست صورت‌اش چند سانتی‌متر بالاتر از چهره‌ی عادی‌ش کشیده شده؛ عروس‌هاش، بلوند با کفش‌های پاشنه بلند و آماده‌ی بارورشدن چون دو ونوس! دکمه‌ی صفحه کلید را که فشار دهم می‌رسم به سلفی ِ دست‌کاری و رتوش شده‌ی جوان‌ترین دختر ترامپ –تیفانی- در اینستاگرام که انگار عروسک باربی است با مرگاخُشکی یا جمود نعشی -Rigor mortis-. دوباره که فشار دهم عکسی می‌آید از اریک و دونالد پسر با لباس شکار، ایستاده کنار ِ جسد کشته‌ی یوزپلنگ و پا گذاشته بر جسد بوفالو.

حسی پنهانی به من می‌گوید این خانواده‌ی ترامپ جعبه‌ای فلزی جای قلب دارند. دستگاه خُردی که در پنهانی‌ترین هزارتوها به دست استاد ِ رُبات ساز ِ بدجنس و ذاتی اختراع شده براشان. شکل ِ انسانی دارند، اما آن‌قدرهم به انسان شبیه نیستند. لباس پوشیدن‌شان، حرکات‌شان، حالت چهره‌شان و همه چیزشان به دره‌ی وهمی – uncanny valley– می‌ماند، بس دورتر از خیال ِ عروسک‌های واقعی، دلقک و فیلم‌های دیوید لینچ.

گفتم عروسک. آخر هفته‌ی گذشته فیلم «انومالیسا/ Anomalisa» را دیدم. فیلمی که فیلم‌نامه‌اش را چارلی کاوفمان نوشته – همان نویسنده‌ی فیلم‌نامه‌ی فیلم‌های «جان مالکوویچ بودن» و «اقتباس»  و کارگردان فیلم «سینکدوک نیویورک».

انومالیسا با فن stop-motion ساخته شده. هرچیزی که می‌بینی واقعن به شکل مینیاتوری ساخته شده و هر حرکتی در واقعیت از صدها تصویر با تفاوت اندک تشکیل شده است. کار طاقت‌فرسایی باید باشد ساختن‌اش: 24 تصویر در ثانیه. سازندگان این فیلم یک ساعت و نیمه می‌توانستند 48 تصویر در روز بسازند؛ یعنی دو ثانیه از فیلم. هر حرکت جزیی،  با نهایت دقت به صحنه آورده شده. خود ِ این کار را شکل ِ بزرگی از مقاومت می‌دانم.

انومالیسا درباره‌ی مایکل استون است، نویسنده‌ی کتابی درباره‌ی احترام به مشتری. از لس‌آنجلس به سینسیناتی می‌رود تا در کنفرانسی سخن‌رانی کند. این آدم بدجوری خسته کننده است. با دل‌خوری از پنجره‌ی هواپیما بیرون را می‌نگرد، با دل‌خوری می‌نشیند تو تاکسی، با دل‌خوری سیگار آتش می‌زند. پس از پنج دقیقه می‌دانی با آدم بس تنهایی طرفی که دچار بحران است.

به هتل که می‌رسد زنگ می‌زند به همسرش تا بگوید سالم رسیده است. اندکی بعد به زن محبوب سابق‌اش زنگ می‌زند که در سینسیناتی زندگی می‌کند. تازه متوجه می‌شوم چرا جهان این فیلم که به راستی خیلی ساده است، این‌همه نفس‌گیر است: همه، جز مایکل، صدا و چهره‌ی شبیه به هم دارند. دوزخ ِ مایکل به دوزخ ِ سارتر می‌ماند: دوزخی بدون ِ دیگران.

خیلی وقت بود فیلمی این همه انسانی ندیده بودم. نه از این‌که عروسک‌ها به انسان شبیه‌اند – به عکس خیلی‌هم به عروسک شبیه‌اند- بلکه از آرزوی بزرگ مایکل در جدا بودن، متفاوت بودن، دیگر بودن.

رای دهندگان به ترامپ رای می‌دهند، زیرا باور دارند او صدای دیگری دارد و چهره‌ای دیگر. باور دارند که او می‌تواند نظم حاکم را از میان بردارد (فعلن نمی‌توانم انکار کنم) و این‌که می‌تواند «نظمی نو دراندازد». تراژدی این است که ترامپ جهانی پیش چشم دارد که تفاوت‌ها از میان برداشته شده‌اند، تفاوت‌ داشتن مجازات دارد و برابری یعنی بزرگ‌ترین پیروزی. بعد هم‌این ترامپ می‌ایستد و عکس خانوادگی می‌گیرد. خانواده لبخند ِ عروسک مومی بر لب، رو به روی لنز دوربین. براشان چه فرقی می‌کند اگر واقعی نیستند؟ جهان‌شان خیلی وقت است که وجود دارد.

10 ژوئن 2016

Advertisements

Entry filed under: گوناگون.

از درون ‹معما› نقطه صفر دان دلیلو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

ژوئن 2016
د س چ پ ج ش ی
« مهٔ   سپتامبر »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: